سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید
 
ماه
درباره وبلاگ


پیوندها
لوگو

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 21
  • بازدید دیروز: 12
  • کل بازدیدها: 25653



یا لطیف

زهرا و علی سلام الله علیهم

یک مرد و زن .. مکمّل هم .. در کنار هم ..

آیینه وار .. هردویشان .. بی قرار هم ..


معنای اصلی لغت خانواده اند ..

مست نگاه یکدلی و می گسار هم ..


این زندگی بنا شده بر پایه های عشق ..

بی اعتنا به ثروت و دار و ندار هم ..


یک خانه ی محقّر و یک قطعه ی حصیر ..

سرمایه های اصلیشان اعتبار هم ..


کانون گرم پرورش غنچه های یاس ..

پیوندشان .. وقوع و طلوع بهارِ هم ..


در آسمان عاطفه .. این ماه و آفتاب ..

چرخیده اند تا به ابد در مدار هم ..


عاقد خدا و .. مهریه آب و .. سکوت محض ..

آری .. شدند همنفس روزگار هم ..


شاعر : وحید قاسمی




موضوع مطلب :

       نظر
چهارشنبه 91 مهر 26 :: 11:28 صبح
آیینه

 مشخصات فیلم 
 
 نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد (ص) رسول اسلام) 
 سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل به انگلیسی: (Sam Bacile)
 محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا 
 زمان: 120 دقیقه 

 داستان فیلم 
 
     این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است. 
    

 فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام را به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد. 
 
     گذشته از صحنه‏ های سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجه‏ گر معرفی کرده است و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود. در واقع، در این فیلم بسیاری از جنایت‏هایی که نظامیان آمریکایی، اسرائیلی و غربی در سال‏های اخیر در حق مردم فلسطین، عراق و افغانستان انجام داده و در "گوانتانامو" و "ابوغریب" مرتکب شده اند را بی‏شرمانه به اسلام و مسلمانان نسبت می‏دهد. 
 
    در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی کند. 
 
    روزنامه وال استریت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فیلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سیاسی و نه مذهبی است و در آن از اسلام به عنوان سرطان یاد شده است. 

    علیرغم لغو پخش رسمی فیلم موهن، بخش‌هایی از این فیلم در فضای مجازی منتشر گردید و چون این کار از سوی قبطیان مهاجر مصری انجام شد، نخستین واکنش‌ها از مصر علیه این اقدام برخاست و سپس به لیبی، یمن و دیگر کشورها کشیده شد. 
     شخصیت‏های مسلمان، مسیحی، قبطی و نیز کاخ سفید ساخت این فیلم را محکوم کردند؛ اما مسلمانان خشمگین در مصر و لیبی، با حمله به نمایندگی های سیاسی آمریکا در "قاهره" و "بنغازی"، سفیر آمریکا در لیبی را کشتند. 
  
    دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش می‏کند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا می‏توان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت 5 میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟  

منبع : http://www.fardanews.com




موضوع مطلب :

       نظر
دوشنبه 91 مهر 3 :: 8:50 صبح
آیینه

سلام..حالم خوب نیست..پس مقدمه نمیچینم و یه راست میرم سر اصل مطلب.. اول کارم بگم..هر کسی حوصله ش شد کامل بخوندش و از ته دلش دعام کنه..آخه واقعاً به دعاتون احتیاج دارم..که آروم بشم..در ضمن..ازتون خواهش میکنم در مورد این قضیه قضاوت نکنین..چون کامل همه چیزو نمیتونم بگم..و اینجوری هم نمیشه داوری درست کرد..

این پست فقط یه درددل ساده ست..برای اینکه دلم آرومتر شه و تجربه ی امروزمو باهاتون در میون گذاشته باشم..نوشتمش..آخه حتی به مامانمم و بابامم نگفتم که چی شده..اونا پشتشون راه بود و ندیدن دیشب چی شد..فقط من و داییم دیدیم..ما هم سکوت کردیم..و نخواستیم اونا دوباره اذیت بشن..

گاهی وقتا به یاد آوردن یه چیزایی خیلی آدمو اذیت میکنه..دیشب رفته بودیم برای تفریح بیرون..نشسته بودیم و صحبت می کردیم..که یهو یه نفر  از جلوی چشمام رد شد..کسی که چند سال پیش به خاطرش من و خانوادم ضربه ی خیلی بدی خوردیم..و بعد از چهار سال و اندی میدیدمش..

این چند سال خیلی با خودم کلنجار رفتم و خواستم به زندگی عادیم برگردم..ولی خب..انگار عمداً اومد از اونجا رد شد و با پررویی نگاهمون کرد..عجب!

یهو با دیدنش خاطرات تلخم اومد جلوی چشمم و حالم بدتر شد..یه دفعه برای چندمین بار احساس کردم که چقدر ازش بدم میاد..بگذریم..جاش اینجا نیست که بگم..شاید یه وقتی گفتم!..ولی به احتمال زیاد نمیگم..چون حالمو خیلی بد میکنه..

امروز همینطور حالم بد بود و داشتم فکر می کردم که چکار کنم خوب شم..یهو تصمیم گرفتم برم و هر چی ناراحتی ازش دارم و حرف دارم..بنویسم و بعد منتقلش کنم به وبلاگم..نشستم نوشتم..دو سه صفحه هم شد..ولی حالم بهتر نشد..

همینجوری با دلگیریم داشتم کلنجار میرفتم..که یهو یاد صحیف سجادیه افتادم..رفتم برش داشتم از قفسه و چشمامو بستم و با نیّت لاشو باز کردم..الهی قربون امام سجاد برم..انگار جواب سؤالمو داده باشن..آروم شدم..چه دعای قشنگی اومد..نیایش سی و نهم..

داشتم روی کاغذ..با خودکارم برای.......شاخ و شونه میکشیدم و واگذارش میکردم به خدا و ائمه..که این دعا آرومم کرد..یهو گفتم: وقتی امام سجاد علیه السلام اینطور با خدا معامله میکنن..من که پیرو ایشونم چرا دلگیر باشم..منم همه چیزو رها میکنم و خودمو میسپرم دست خدا..قبلاً هم البته خودمو سپرده بودم دستش..ولی یه کم اینبار دلم قرص تر شد..

ترجمه ی نیایش سی و نهم صحیفه ی سجادیه
بار خدایا.. بر محمد و آلش رحمت فرست، و سورت شهوت مرا چون به حرام نزدیک می شوم بشکن، و چنان کن که آزمند ارتکاب هیچ گناهی نشوم. و مرا از آزردن هر مرد و زن مؤمن و هر مرد و زن مسلمان بازدار..
بار خدایا..هر بنده ای که درباره ی من مرتکب عملی شده که تو آن را نهی کرده ای، یا در آنچه تو منع فرموده ای پرده ی حرمت من دریده، و اینک که حق مرا ضایع کرده درگذشته، یا هنوز زنده است و حقی از من بر گردن اوست، او را در این ستمی که بر من روا داشته و اکنون گریبانگیر اوست بیامرز، و در حقی که از من تباه کرده عفو نمای..بارخدایا..اگر در حق من خلافی به جای آورده است، او را سرزنش مکن..اگر به سبب آزار من گناهی بر اوست، او را رسوا مساز..ای خداوند..این عفو و گذشتِ مرا و این صدقه ای را که به آنان ارزانی داشته ام پاکترین صدقه ی بخشندگان و برتر از هر صله و عطیه ای قرار ده که برای تقرب جستن به تو ارزانی شده است..
آن سان که من از آنان در گذشته ام، تو نیز از من درگذر و آن سان که من در حق آنان دعای خیر کرده ام تو نیز رحمت خود از من دریغ مدار، تا هم من و هم ایشان به برکت فضل و احسان تو به سعادت رسیم و رهایی یابیم..
بارخدایا..هر بنده ای از بندگانت که از من به او آسیبی رسیده یا از من آزاری دیده یا به سبب من ستمی بر اوشده و من حقش را ضایع کرده ام یا مانع دادخواهی او شده ام، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و به بزرگواری و بخشندگی خویش از من خشنودش گردان و از خزانه ی کرمت حقش ادا فرما...آنگاه مرا از کیفری که به موجب حکم تو مستوجب آنم در امان دار و از عقوبتی که به مقتضای عدل توست رهایی بخش، زیرا که مرا نیروی تحمل خشم و انتقام تو نیست و تاب و توان من غضب تو را بر نمی تابد، که اگر به مقتضای استحقاق من جزایم دهی هلاکم ساخته ای و اگر جامه ی رحمت خود بر من نپوشانی تباهم کرده ای..
ای خداوند من..از تو چیزی را می طلبم که عطای آن از تو هیچ نکاهد و برگرفتن باری را درخواست می کنم که بر تو گران نمی آید..از تو می طلبم بخشایش نفسم را..نفسی که او را نیافریدی تا از خود، زیانی را دور سازی یا به سودی دست یابی، بلکه او را آفریده ای تا قدرت خویش در آفرینش چنان چیزها به اثبات رسانی و آن را دلیل توانایی خود بر خلقت همانندان آن قرار دهی..
بارخدایا.. از تو می خواهم که بار گناه من برگیری، که سخت گرانبارم ساخته..از تو در تحمل بار گرانی که از پایم درآورده است، یاری می جویم..پس بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا که بر خود ستم کرده ام عفو کن و رحمت خود برگمار تا سبکبارم سازد..چه بسا رحمت تو گنهکاران را رسدو چه بسا ستمکاران که مشمول عفو تو گردند..پس بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا سردسته ی کسانی قرار ده که از گناهانشان گذشته ای و از گودالی که خطاکاران در آن سرنگون شوند بیرون آورده ای و به توفیق خود از ورطه ی هلاکت مجرمان خلاصی داده ای، تا آزاد کرده ی عفو تو از بند اسارتِ سخطِ تو گشتند و رهایی یافته ی احسان توو از زندان عدالت تو شدند..
ای خدای من..اگر با من چنین کنی، این لطف و رحمت در حق کسی کرده ای که خود منکر آن نیست که مستحق عقوبت توست و خویشتن مبرا نمیداند که سزاوار خشم توست..
ای خدای من، اگر چنین کنی، این لطف و رحمت در حق کسی است که بیمش از تو از آزمندیش در رحمت تو بیش است و نومیدیش از رهایی، استوار تر از امیدش به رهایی ست..نه چنان است که نومیدیش، نومیدی از رحمت تو باشد، یا امیدش از آن روست که می خواهد خود را به رحمت تو بفریبد، بلکه به سبب قلّت حسنات اوست در برابر کثرت سیّئاتش و ضعف حجت اوست در دادگاه داوری تو..امّا تو ای خدای من، شایسته ای که صدّیقان به رحمت تو مغرور نشوند و مجرمان از رحمت تو نومید نگردند، که تو آن پروردگار بزرگی هستی که فضل خود از کس بازنداری و در گرفتن حق خود از دیگران سخت نگیری..
یاد تو از هر چه در یاد آید، برتر است، و نام تو مقدس تر از آن است که مردمان بر خود نهند و نعمت تو در همه آفریدگان پراکنده است. پس ترا سپاس بر این بزرگوارى اى پروردگار جهانیان..




موضوع مطلب :

       نظر
جمعه 91 شهریور 10 :: 7:36 عصر
آیینه

مسلمانان کشور میانمار (برمه سابق) در جنوب شرقی آسیا از سال 1982 حتی به عنوان شهروند کشور خود به شمار نمی‌روند و از کمترین حقوق شهروندی نیز محرومند! مسلمانان میانمار که عمدتا در منطقه آراکان (راخین) زندگی می‌کنند و جمعیتی نزدیک هشتصد هزار نفر در این استان دارند، به نام مسلمانان روهینگیا معروفند. 

و اما امروز، در میان سکوت جامعه جهانی، گروه‌های تندرو بودایی (مانند گروه ماگ) و دولت میانمار در حال پاکسازی قومی مسلمانان، به وحشیانه‌ترین شکل ممکن هستند.
مسلمانان میانماری زنده سوزانده میشوند!!

گروه‌های افراطی بودایی، گاه حتی همراه با پشتیبانی پلیس و ارتش به کشتار و آتش زدن دهکده‌ها و مساجد مسلمانان می‌پردازند.

 مسلمانان برمه در میان سکوت کشورهای مسلمان کشته می‌شوند، هیچ ملتی تاکنون این گونه در میان این همه خونسردی و سکوت بین المللی و بی‌خیالی دولت سرکوب نشده بود! 
نظامیان این کشور مردم مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار داده، زنان را در جلو چشم دیگران مورد تجاوز قرار مى‌دهند، مردان را مصلوب مى‌سازند و به ‌قتل مى‌رسانند. هر روز شمار بسیاری از مسلمانان فرارى با سرگذشتى هولناک و داستان‌هاى تکان‌دهنده‌اى از فشارهاى نظامیان برمه‌اى خود را به اردوگاه‌هاى مرزى که در آن‌ها غذا به اندازه کافى یافت نمى‌شود و انواع بیمارى‌ها رواج دارد مى‌رسانند. 
در این اواخر نیز برنامه‌های بسیاری برای نابودی نسل مسلمانان در دولت در حال اجراست که می‌توان به قانون ممنوعیت ازدواج زنان پیش از 25 سالگی و مردان تا پیش از سن سی سالگی اشاره کرد؛ افزون بر همه اینها برای ازدواج کردن باید از اداره امنیت این کشور گواهی خاصی گرفته شود که گرفتن آن تنها با شرایط خاصی داده می‌شود. هدف از تمام این برنامه‌ها این است که به مسلمانان فهمانده شود که در این کشور هیچ گونه حقی ندارند. 

در میانه اوضاع ناامن سیاسی، بوداییان فرصتی پیدا کردند تا کارهایی انجام دهند که منجر به از بین بردن مسلمانان و توهین به مقدسات و شعائر دینی آن‌ها شود. دولت دستور داد که مسلمانان حق ندارند، مساجد جدید بسازند یا مساجد قدیمی خود را بازسازی کنند و با استناد به همین قانون، نزدیک به 72 مسجد را ویران کرد. از آغاز فوریه سال گذشته گروه‌هایی از بوداییان اقدام به سوزاندن روستاهای مسلمانان و کشتار و فراری دادن آن‌ها کردند و در این راه، نزدیک پانصد کشته و دو هزار مجروح بر جای ماند. 

اللهم عجل لولیک الفرج..

منبع: http://tashaghayegh1.mihanblog.com




موضوع مطلب :

       نظر
سه شنبه 91 مرداد 24 :: 1:35 صبح
آیینه

یا لطیف

دلگیر

خدای عزیزم..سلام..

آمده ام شکایت!

این هم شد زندگی که من می کنم؟!

بعضی وقتها شک میکنم که زنده ام یا مرده..!

خدای عزیزم..این ذکر را دوست دارم که مخصوص این شبهاست: مَولایَ بِذِکرِکَ عاشَ قَلبی..

ولی نمی دانم چرا دلم هنوز هم مرده است...

مگر نگفتی ماه رمضان هر شب می بخشی هزار هزار...؟!

امشب آمده ام اتمام حجت کنم با خودم و خودت..!

امشب می خواهم جزء آنهایی باشم که داری هی میبخشیشان..!

ببخش طلبکارانه آمدم..ولی خودت می دانی که گردنم از مو باریکتر است..

خودت گفتی شکایت هایم را پیش خودت بیاورم..

دلم گرفته خب..

چکار کنم..؟ دست خودم نیست...

دارد می میرد دلم خدا...

به دادم برس...




موضوع مطلب :

       نظر
چهارشنبه 91 مرداد 11 :: 10:48 عصر
آیینه
<   1   2   3   4   5   >   
 
 
 
log

دریافت کد آهنگ